نه بادبادك ها ما را به آسمان برد
نه دست هايمان آن قدر گرم بُود
كه خورشيد را روشن كنيم
حالا
ديگر نه تو پشتِ پنجره مي ايستي
نه من
از آن كوچه مي گذرم
عشق همين است
فقط مي توان از آن
شعر ساخت!
#رضوان_ابوترابي
پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:55 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
وقتی چیزی مرا رنج میداد
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم
خودم در موردش فکر میکردم
به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه
بلکه فکر میکردم که انسانها در آخر باید
خودشان خودشان را نجات بدهند.
#هاروکی_موراکامی
پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:57 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
نه بادبادك ها ما را به آسمان برد
نه دست هايمان آن قدر گرم بُود
كه خورشيد را روشن كنيم
حالا
ديگر نه تو پشتِ پنجره مي ايستي
نه من
از آن كوچه مي گذرم
عشق همين است
فقط مي توان از آن
شعر ساخت!
#رضوان_ابوترابي
پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:55 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
وقتی چیزی مرا رنج میداد
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم
خودم در موردش فکر میکردم
به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه
بلکه فکر میکردم که انسانها در آخر باید
خودشان خودشان را نجات بدهند.
#هاروکی_موراکامی
پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:57 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
سر از بالین خیال بردار و به بازوانم بتاب ، با این زخم ها که در نگاه توست هیچ مردی تسلای لب های خشکیده ات نخواهد شد. ضمانت آغوشت را به پای من بگذار و بایست تا ایستادن از حافظه ی اندامت رنگ بگیرد، تو سرسخت ترین زنِ بی ادّعای تاریخی که از ترسِ شایعه ی باد موهایت را زیرِ روسَری پنهان کرده ای…
•بهرنگ قاسمی
یکشنبه سوم دی ۱۴۰۲ | 14:9 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
خیلیها هستند وقتی کسی را دوست میدارند اگر مدتی نبیند ، از یاد فراموش میکنند ولی من طور دیگر هستم ، وقتی مدت درازی تو را نبینم ، زیبایی تو در پردهی مه قرار میگیرد ، غمگینی من هزار برابر ، میشود ، قشنگی تو ده هزار برابر.
•از میان نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره
شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ | 12:43 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
حالِ آنکس را دارم که چیزی را به رؤیا دیده و چون بیدار شود، لذتِ آن هنوز باقیست، اما رؤیا را به یاد نتواند آورد. زیرا که مکاشفهی من از خاطرم رفته است، اما لذتی که از این بابت بردم هنوز در دلم باقی است.
u2069
کمدی الهی/دانته
شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ | 12:48 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
من برای امروزی که تو را ندارم،
ناراحت نیستم!
ناراحتم برای چهل سالگی ام،
آنجا که به بهانه ی یک شعر، یک آهنگ،
به یادت میافتم؛
و به دخترم لبخند میزنم ..
من برای آن لبخند که درد دارد، ناراحتم ...
#مریم_قهرمانلو
#princess_elizabeth_of_neverland
دوشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 7:26 | missdra |
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان